هر آژانس می داند که مشاغل بی پایان باید در هنگام بازاریابی انجام شود. و اکنون ، تیم های بازاریابی مسئولیت بیشتری نسبت به ارتباط با درآمد و رشد شرکت خود دارند. در گذشته ، تیم های بازاریابی با استفاده از تاکتیک های سنتی مانند تبلیغات ، روابط عمومی یا نمایشگاه ها این خواسته ها را برآورده می کردند. من را اشتباه نگیرید - این موارد هنوز هم به وفور مورد استفاده قرار می گیرند ، به جز اکنون علاوه بر همه موارد دیگر است که تیم بازاریابی باید روی آنها تمرکز کند: توسعه محتوا ، رسانه های اجتماعی ، تجربی ، چریکی ، بازاریابی مبتنی بر حساب ، جستجوگرها ، PPC. ادامه بدم؟
اگر به "پای بازاریابی" نگاهی بیندازید که تمام دسته های تاکتیک های بازاریابی را ذکر کرده است ، به 15 یا 20 گروه مختلف مانند گروه های فوق تقسیم شده است. چطور انتظار دارید که هر تیم بازاریابی (به ویژه تیم های کوچک) همه این دسته ها را با موفقیت مدیریت کند؟ جواب؟ نمی توانید
به همین دلیل است که شما باید یک "پای بازاریابی" جدید را به روز کنید و پیاده سازی کنید که فقط دو دسته دارد: فعال سازی و مارک. بیایید نگاهی به هر یک بیندازیم.
فعالیت
فعال سازی فروش به معنای هر فعالیتی است که هدف آن دریافت پاسخ فوری باشد ، معمولاً جزئی از اطلاعات ، پیشنهاد یا ادعای عملکرد با قابلیت ارائه پاسخی مقرون به صرفه. فعال سازی فرایندی است که می تواند از شش ماه تا دو سال طول بکشد و باید بر روی برد کوتاه مدت متمرکز باشد که چشم اندازهای گرم یا گرم را در بالای قیف فروش ایجاد می کند که مشتریان جدید را در پایین قرار می دهد.
چالش این است که فعالیتهای موجود در گروه فعال سازی می توانند برای درآمد و رشد شرکت بسیار م effectiveثر باشند اما به دلیل تمرکز کوتاه مدت آنها دشوار است که حفظ شوند. این تیم ها را تحت فشار قرار می دهد تا به طور مداوم انگیزه های جدید را تازه کنند.
نام تجاری
در مقابل ، ایجاد برند بر رشد طولانی مدت متمرکز است. تلاش های بازاریابی در جهت ایجاد یک سطح احساسی برای ایجاد خاطرات طولانی مدت است که پس از اجرای تاکتیک های فعال سازی بر تصمیمات خرید تأثیر می گذارد. این سخت تر از فعال سازی است اما در نهایت موثرتر است زیرا منجر به اثرات طولانی تر می شود و نتایج می توانند با گذشت زمان جمع شوند. در نتیجه ، ایجاد برند عامل اصلی رشد و سود طولانی مدت است.
موسسه B2B در گزارش LinkedIn ، 5 اصل رشد در بازاریابی B2B ، "رابطه بین نام تجاری و فعال سازی را از بین می برد ، که شامل نمودار (نشان داده شده در زیر) است که ارزش هزینه بودجه را برای فعال سازی و ایجاد برند کاملاً نشان می دهد.
تیم م Instituteسسه B2B تشخیص دادند که به نظر می رسد وقتی 46٪ از بودجه به مارک اختصاص یابد ، بهره وری حداکثر باشد ، در حالیکه 54٪ به فعال سازی در B2B اختصاص یابد. هنگامی که شروع به اختصاص بودجه سالانه و تلاش های بازاریابی خود می کنید ، به خاطر داشته باشید که ساده سازی اهداف شما به تاکتیک های کوتاه مدت (فعال سازی) و بلند مدت (برند) می تواند تعادل مورد نیاز شرکت و تیم بازاریابی شما را فراهم کند.
هر آژانس می داند که مشاغل بی پایان باید در هنگام بازاریابی انجام شود. و اکنون ، تیم های بازاریابی مسئولیت بیشتری نسبت به ارتباط با درآمد و رشد شرکت خود دارند. در گذشته ، تیم های بازاریابی با استفاده از تاکتیک های سنتی مانند تبلیغات ، روابط عمومی یا نمایشگاه ها این خواسته ها را برآورده می کردند. من را اشتباه نگیرید - این موارد هنوز هم به وفور مورد استفاده قرار می گیرند ، به جز اکنون علاوه بر همه موارد دیگر است که تیم بازاریابی باید روی آنها تمرکز کند: توسعه محتوا ، رسانه های اجتماعی ، تجربی ، چریکی ، بازاریابی مبتنی بر حساب ، جستجوگرها ، PPC. ادامه بدم؟
اگر به "پای بازاریابی" نگاهی بیندازید که تمام دسته های تاکتیک های بازاریابی را ذکر کرده است ، به 15 یا 20 گروه مختلف مانند گروه های فوق تقسیم شده است. چطور انتظار دارید که هر تیم بازاریابی (به ویژه تیم های کوچک) همه این دسته ها را با موفقیت مدیریت کند؟ جواب؟ نمی توانید
به همین دلیل است که شما باید یک "پای بازاریابی" جدید را به روز کنید و پیاده سازی کنید که فقط دو دسته دارد: فعال سازی و مارک. بیایید نگاهی به هر یک بیندازیم.
فعالیت
فعال سازی فروش به معنای هر فعالیتی است که هدف آن دریافت پاسخ فوری باشد ، معمولاً جزئی از اطلاعات ، پیشنهاد یا ادعای عملکرد با قابلیت ارائه پاسخی مقرون به صرفه. فعال سازی فرایندی است که می تواند از شش ماه تا دو سال طول بکشد و باید بر روی برد کوتاه مدت متمرکز باشد که چشم اندازهای گرم یا گرم را در بالای قیف فروش ایجاد می کند که مشتریان جدید را در پایین قرار می دهد.
چالش این است که فعالیتهای موجود در گروه فعال سازی می توانند برای درآمد و رشد شرکت بسیار م effectiveثر باشند اما به دلیل تمرکز کوتاه مدت آنها دشوار است که حفظ شوند. این تیم ها را تحت فشار قرار می دهد تا به طور مداوم انگیزه های جدید را تازه کنند.
نام تجاری
در مقابل ، ایجاد برند بر رشد طولانی مدت متمرکز است. تلاش های بازاریابی در جهت ایجاد یک سطح احساسی برای ایجاد خاطرات طولانی مدت است که پس از اجرای تاکتیک های فعال سازی بر تصمیمات خرید تأثیر می گذارد. این سخت تر از فعال سازی است اما در نهایت موثرتر است زیرا منجر به اثرات طولانی تر می شود و نتایج می توانند با گذشت زمان جمع شوند. در نتیجه ، ایجاد برند عامل اصلی رشد و سود طولانی مدت است.
موسسه B2B در گزارش LinkedIn ، 5 اصل رشد در بازاریابی B2B ، "رابطه بین نام تجاری و فعال سازی را از بین می برد ، که شامل نمودار (نشان داده شده در زیر) است که ارزش هزینه بودجه را برای فعال سازی و ایجاد برند کاملاً نشان می دهد.
تیم م Instituteسسه B2B تشخیص دادند که به نظر می رسد وقتی 46٪ از بودجه به مارک اختصاص یابد ، بهره وری حداکثر باشد ، در حالیکه 54٪ به فعال سازی در B2B اختصاص یابد. هنگامی که شروع به اختصاص بودجه سالانه و تلاش های بازاریابی خود می کنید ، به خاطر داشته باشید که ساده سازی اهداف شما به تاکتیک های کوتاه مدت (فعال سازی) و بلند مدت (برند) می تواند تعادل مورد نیاز شرکت و تیم بازاریابی شما را فراهم کند.

تعادل برند و فعال سازی